خواجه نصير الدين الطوسي
192
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
و اگر آسمان ابرناك باشد ، و آن سنگ را بر چوبى بندند ، و برابر آسمان « 1 » بدارند ، متفرّق شود . و اگر بارندگى باشد ، منقطع گردد . و اگر صاحب آن نزديك « 2 » سلطان خشمگين شود ، آن خشم پادشاه « 3 » منقطع شود . و با او نيكوئى كند . و اگر برنگ نيل بود « 4 » ، كسى كه از آن آب در چشم كشد ، بنام هركه خواهد و بگويد : مىخواهم كه فرمانبردار من گردد ، و تابع من شود ، همچنان باشد ، و از او بهر مرادى ( كه دارد ) برسد . نوع « 5 » ششم . سنگى است نيلگون . اگر محك « 6 » آن سفيد باشد ، و بنام كسى در چشم كشد ، آنكس فرمانبردار او گردد . و اگر سياه بود ، مردم او را گرامى دارند . و اگر زرد باشد ، بر تمامت « 7 » احوال مردم واقف شود . و اگر سرخ باشد بهر كارى كه روى نهد ، بخير بازگردد . و اگر آسمانگون باشد ، درو « 8 » هيچ خير « 9 » نبود ، « آن را با خود نشايد داشت كه نيكو نبود « 10 » . »
--> ( 1 ) - م : و بر آسمان ( 2 ) - ب : بنزديك ( 3 ) - كلمهء ( پادشاه ) تنها در - ب - است ( 4 ) - ب : و اگر نيلگون باشد ( 5 ) - كلمهء ( نوع ) در - ب - نيست ( 6 ) - م : حك ( 7 ) - م : تمامت . ( بر ) ندارد ( 8 ) - ب ، م : و درو ( 9 ) - ب : چيز ( 10 ) - ج ، ن : و آن با خويشتن نشايد داشت - م : و آن سنگ با خويشتن نشايد داشت .